این پست کاملا فعل فلبداهه میباشد ...
سلام
این پست کاملاً فلبداهه میباشد ...
سخته بعده تقرییا 8 ،9 ماه ننوشتن یهو شروع کرد ...!
اما من آدم روزهای سختم ... بعله !
از چند چیز که میخوام بنویسم باید سریع گذشت چون گندش درمیاد ...
یک) تشکل
دو) کنکور ارشد
و اما بعد ...
1) حماسه اقتصادی "من "
یکی از مصائب عظمای یک ترم آخری اینست که آخرش (منظور همان آخر کارشناسی و نائل شدن به درجه لیسانس) کار پیدا میکند آیا ... ؟؟؟
و این فکر چندی ایست گریبان گیر ما گشته ، نمیدانید که چه سخت است ... !
البته ما یعنی همون من عادم روز های سختم !!!!!!
2) بگذریم از اینها میرسیم به حماسه سیاسی " ما "
اگر یکم واقع بین باشیم کلا شرایط بوجود آمدن یک التهاب سیاسی فراهمه !
- اوضاع نابسامان میان روسای قوا شما بگیر بازدید از زندان اوین رئیس جمهور و نامه بازی ایشان تا جریان بگم بگم تو مجلس و پخش فیلم و جواب قاطع آقای رئیس مجلس و قس علی هذا ...
-وضع شلم شوربای اقتصادی و پایین اومدن قدرت خرید مردم کمتر از نصف !!!!! بماند که مجلس میگه دولت ، دولت میگه مجلس ... شواهد مدعا این که یکی از جرقه اصلی انقلاب 1285 مشروطه خواهی ناشی از گرانی ها و نارضایتی مردم بود ... !
- این مشائی هم بهاری شده واسه خودش ، قبلا بیشتر عادت به چپی ، راستی بود اما انگار انحرافی هم نوع جدیدشه که باید به احتمال زیاد بعد رد صلاحیتش منتظر یک " بگم بگم " دیگه از آقای ایکس باشیم که خدا بخیر کنه ... !
- و ... که الان چون اینا فلبداهه بود دیگه ذهنم یاری نمیکنه ...
حرف هایم تمام نشده ، اما حوصلم چرا !
و شما ای کسی که این متن را تا آخر خواندی دست مریزاد !!!!!!! و خسته نباشی ...
امیدوارم بعد از این دستم بره که بنویسم ، همین ...
و تمام ...








