این پست کاملا فعل فلبداهه میباشد ...

سلام 

این پست کاملاً  فلبداهه میباشد ... 

سخته بعده تقرییا 8 ،9 ماه ننوشتن یهو شروع کرد ...!


اما من آدم روزهای سختم  ... بعله !

از چند چیز که میخوام بنویسم باید سریع گذشت چون گندش درمیاد ...


یک) تشکل

دو) کنکور ارشد



و اما بعد ...


1) حماسه اقتصادی "من "

یکی از مصائب عظمای یک ترم آخری اینست که آخرش (منظور همان آخر کارشناسی و نائل شدن به درجه لیسانس) کار پیدا میکند آیا ... ؟؟؟

و این فکر چندی ایست گریبان گیر ما گشته ، نمیدانید که چه سخت است ... !

البته ما یعنی همون من عادم روز های سختم !!!!!!  


2) بگذریم از اینها میرسیم به حماسه سیاسی " ما "


اگر یکم واقع بین باشیم کلا شرایط بوجود آمدن یک التهاب سیاسی فراهمه !


- اوضاع نابسامان میان روسای قوا شما بگیر بازدید از زندان اوین رئیس جمهور و نامه بازی ایشان تا جریان بگم بگم تو مجلس و پخش فیلم و جواب قاطع آقای رئیس مجلس و قس علی هذا ...

-وضع شلم شوربای اقتصادی و پایین اومدن قدرت خرید مردم کمتر از نصف !!!!! بماند که مجلس میگه دولت ، دولت میگه مجلس ... شواهد مدعا این که  یکی از جرقه اصلی انقلاب 1285 مشروطه خواهی ناشی از گرانی ها و نارضایتی مردم بود ... !

- این مشائی هم بهاری شده واسه خودش ، قبلا بیشتر عادت به چپی ، راستی بود اما انگار انحرافی هم نوع جدیدشه که باید به احتمال زیاد بعد رد صلاحیتش منتظر یک " بگم بگم " دیگه از آقای ایکس باشیم که خدا بخیر کنه ... !


- و ... که الان چون اینا فلبداهه بود دیگه ذهنم یاری نمیکنه ...


حرف هایم تمام نشده ، اما حوصلم چرا !


و شما ای کسی که این متن را تا آخر خواندی دست مریزاد !!!!!!!  و خسته نباشی ...


امیدوارم بعد از این دستم بره که بنویسم ، همین ...


و تمام ...


تکنوکراتی با چاشنی فرهنگ لیبرالیسم

 تکنوکراتی با چاشنی فرهنگ لیبرالیسم

 

فن سالاران ( تکنوکرات ها) کسانی هستند فن و تخصص را برتر از هر چیزی میدانند حتی از مذهب . تکنوکرات ها به این عقیده هستند که تخصص برتر از هر اصولی است و باید فن سالاران حکومت را در دست گیرند  تا جامعه با تخصص و دانش آنان به رشد و پییشرفت برسد . اما با توجه به آنکه در کشور ما اساس هر چیز از سیاست و اقتصاد و حقوق گرفته تا همه قوانین نشأت گرفته از اسلام است و حرف اول و آخر را دین میزند تکنوکراتی معنایی ندارد ، اما حکومت اسلامی پیشرفت صنعتی ضمن پیشرفت معنوی را قبول و ضروری می داند .

1-امروز ما با سه جریان فتنه گران ، جریان انحرافی و تکنوکرات ها مواجه هستیم که هر کدام به مصابح یک گردنه برای عبور  مردم انقلابی ما هستند که ما با دو گروه اول آشنایی نسبتاً بیشتری با تکنوکرات ها داریم که این عدم آگاهی با گروه سوم بدلیل پرداخت کم یا بهتر بگوییم که اصلاً توجهی به آن گروه نشده است توانسته اند با استفاده از این عدم آگاهی اهداف خود را به پیش ببرند .

 اما این جریان چگونه و از کجا شروع شده و سر انجام و هدف آنها چیست ؟

2- حال لازم است از خود  بپرسیم آیا ممکن است تکنوکرات ها در حکومت اسلامی نفوذ کرده و بجای اصل شمردن منویات اسلامی سعی در جهت پیشبرد اهداف خود باشند ؟  با مرور تاریخ  بعد از انقلاب اسلامی با مواردی روبرو شدیم که بر این نکته صحه میگذارد. با روی کار آمدن حکومت اسلامی همواره دغدغه تجمیع دو اصل تخصص و تعهد درصاحبان مناسب مهم مورد توجه بوده است که جمع شدن این دو اصل مشکل همواره اساسی برای انتخاب مسئولین در مناسب مهم بوده است .

3- اولین تکنوکرات هایی که وارد عرصه بعد از انقلاب شدند را میتوانیم بازرگان و بنی صدر بخوانیم که با توجه به عملکرد ایشان در رأس قدرت تأییدی بر این موضوع میباشد . اما آیا بعد از قبول استعفای بازرگان و برکناری بنی صدر دیگر کسانی دیگر از تکنوکرات ها سعی در سکولار کردن جامعه نداشتند ؟

بد نیست به سخنان امام خمینی در مورد این دو نفر توجه کنیم .

"  وا... قسم ، من با نخست وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي دانستم . وا... قسم ، من راي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم. "

4- با روی کار  آمدن دولت آقای هاشمی از سال 1368 که به دولت سازندگی معروف است سعی در جبران عقب افتادگی ها و بازسازی کشور بعد از جنگ تحمیلی را داشت که متأسفانه سیاست های جدید دولت موسوم به سازندگی مطابق با سیاست های اقتصادی غرب بود که راه را برای ورود تکنوکرات ها باز کرد و یا بهتر بگوییم تکنوکرات ها زمام سیاست های جدید را بدست گرفته و به سوی اصالت تخصص و پیشرفت صرف مادی بروند غافل از این که یکی از نتایج حرکت این غافله رسیدن به مرحله لیبرالیسم فرهنگی کشور بود . سیاست های جدید طبقه ای جدید سرمایه داری  را ایجاد روحیه سودجویی را افزایش داد و تلاش برای تغییر ذائقه مردم به سمت مصرف بیشتر شد.

5- ولی اکنون با پایان یافتن دولت تکنوکرات آقای هاشمی که پس ماند آن حزب کارگزاران سازندگی است . هنوز هم حتی در دولت هایی ولایی میتوان نشانه های لیبرالی را در بخش هایی از فعالیت های بعضی از آقایان مشاهده کرد . باید این را قبول کرد که برگشت به حکومت سکولار مانند قبل از انقلاب آرزویی دست نیافتنی است اما فرم لیبرالی که برخاسته از تفکر سکولاریسم است در بخش هایی از دولت مانند خاری است که چشم هر دلسوز نظام را به درد میآورد .اگر اکنون بعد از صد سال کار علمی به جامعه آمریکا که سردمدار تفکر تکنوکراسی است نگاهی بیافکنیم چیزی جز از دست دادن اعتقادات و عقیده ی مردمان خود نمی بینیم و آنچه بر روی تل ویران شده جامعه خود آمریکا را می نمایاند " تکنولوژی " است . ما نیز باید مراقب این نهال انقلاب باشیم که به پای این سرو خرامان خون ها ریخته است .

رقصی چنین ، میــانــه میــدانم آرزوست …

نمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو


آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست

وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست

والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول

آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست جعد یار

رقصی چنین ، میــانــه میــدانم آرزوست …

 

نگاهی دیگر به فیلم مارمولک

نگاهی دیگر به فیلم مارمولک

آیا به تعداد آدم های روی زمین راه است به سوی خدا ؟

 

ما در این یادداشت قصد نقد فنی فیلم را نداریم بلکه مبخواهیم با رعاریت گرفتن محتوا و ساختار داستان فیلم به موضوعی دیگر بپردازیم.

"مارموک " فیلمی در ژانر کمدی - اجتماعی میباشد که برخی خط قرمز ها را پشت سر گذاشت. این فیلم سرگذشت دزدی است که با دزیدن لباس یک رو حانی در موقعیت هایی قرار میگیرد که بازبانی طنز برخی مسائل مربوط به دین و اجتماع را مطرح می کند.از نسل جوانی روایت میکند که دیگر مانند پدرانشان به دین نگاه نمیکنند . سازنده فیلم سعی دارد با قرار دادن شخصیت اصلی داستان در موقعیت های کُمیک برخی از احکام شرع را به سُخره بگیرد .

اما تمام برداشت های بالا مربوط به مخاطب مسلمان معتقد به اصول است و اما برداشتی دیگر نیز میتواند در مقابل وجود داسته باشد. برداشتی که شامل بر این است که فیلم قصد دارد بگویید دین فقط به قرآن حفظ کردن و از کجا مسح کشیدن و نماز خواندن نیست . آدم که دلش پاک باشد  راه دیگری هم برای رسیدن به خدا وجود دارد .انسان امروز بیشتر نیاز دارد که کمی، فقط کمی از مشکلات روز خود را حل کند تا راه واحد و دشوار رسیدن به خدا را طی کند.
آنچه در فیلم بیشتر از هرچیزی نظر ها را به خود جلب میکند تکرار بسیار متناوب این جمله از زبان شخصیت اصلی داستان که میگویید : " به تعداد آدم های روی زمین راه است برای رسیدن به خدا ".  این جمله خط اصلی سناریو فیلم است که بارها تکرار میشود .اگر بخواهیم بیشتر روی این جمله تمرکز کنیم باید بگوییم این جمله عصاره فلسفه کثرت گرایی دینی( پلورالیسم دینی) میباشد.

پلورالیسم دینی که وجوهی از آن را میتوان در سیر روشنفکری دینی معاصر در ایران دید از جمله مبانی فلسفی اش کثرت راه های رسیدن به خدا میباشد و لازم به توضیح میباشد که هیچ یک از روشنفکران نه شرقی و نه ایرانی در تکوین و پیدایش آن نقشی نداشته اند و علمدار این مکتب فلسفی در جهان غرب " جان هیک " میباشد .
حال این سوال در ذهن هر پرسشگری ایجاد میشود که مبنای فلسفی جان هیک کجا و مارمولک کمال تبریزی کجا ؟!!


با روشن شدن چراغ اصلاحات در خرداد 78 در ایران موجی از خواست های گروه حاکم مبنی بر حرکت به سوی توسعه از نوع غربی که ناخود آگاه این اسب سرکش اصلاحات راه در مسیر غربی شدن فرهنگ ایرانی اسلامی نهاد و باعث وارد شدن برخی مبانی غربی که لزوماً راهگشای مشکل توسعه در کشور های جهان سوم نیستند ، شد. وارد شدن کثرت گرایی در ایران تاثیرات خود را در حوزه سینما با فیلم هایی مانند مارمولک بر جا گذاشت اما باید  دانست به فرموده قرآن «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ  ؛ بدرستیكه حقّاً دین در نزد خداوند فقط دین اسلام است» (آیه 19 سوره آل عمران). «وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ  ؛ و هر كس غیر از اسلام، دینی را برای خود اتّخاذ كند، از او پذیرفته نمی شود، و او در آخرت از زیانكاران است» (آیه 85 سوره آل عمران ).
حال ما میمانیم این مارمولک جسور که قصد داشت در حوزه فرهنگ جستی بزند و موجی راه اندازد ، اما باید آگاه بود.
 

عکسی قریب به واقعیت ...

سلام

تو وبگردی های دوران فرجه برای امتحانات ترم در یکی از سایت های اجتماعی به یه عکس برخورد کردم دیدم خالی از لطف نیست شما هم ببینید !


تابوی بزرگ اصلاحات

تابوی بزرگ اصلاحات


واژه اصلاحات تنها یک کلمه بود که توسط یک گروه بعد از انتخابات 78 مصادره شده و وجوه مختلفی به خود گرفت و بطور کلی طیف گسترده ای از فعالان سیاسی را در خود جای داد. اردوگاهی متشکل از افرادی که فقط در یک چیز با هم اشتراک داشتند آن هم فقط " تغییر وضع موجود "بود .  در غیر این صورت اصلاحات روشی سودمند برای یافتن راه درست برای رسیدن با پیشرفت و اعتلای هر کشوری حتی با حفظ روش و اصول حاکم بر نظام سیاسی است. اصلاحات امری ذاتی برای حل بسیاری از مشکلات و مسائل یک ملت است که خواهان تغییر آن هستند .

چند تلقی از اصطلاحات وجود دارد میتوانیم مدنظر قرار دهیم که در ذیل بیان میگردد :

تلقی اول از آن کسانی است که واژه اصلاحات را به پرچمی برای گروه خود مصادره کردند و ایدئولوژی و به تعبیری جهان بینی سیاسی خود را بر پایه اصلاحات بنا کرده اند  اما این گروه دارای یک طرز تفکر طیف مانند میباشد. گروهی در این طیف بدنبال رفورم سیاسی ، گروهی بدنبال براندازی نرم ... در کشور هستند . برای خود آنها هم زیاد مشخص نیست که مرز و حدود این اصلاحات تا کجا قرار دارد . زیرا ما از هیچ گروه اصلاح طلب مرامنامه و اساس نامه در اختیار نداریم تا از مواضع دقیق ایشان با خبر باشیم .و همین دلیل باعث شده این گروه به اصطلاح اصلاح طلب شکلی چند وجهی به خود گیرد گه گاهی ما افرادی را که خود را منتسب به این گروه میدانند گاهی در کف خیابان برای تغییر نظام ببینیم یا گاهی در صحن مجلس برای قانون گذاری !

تلقی دوم از آن کسانی است اصلاحات و هرچیز وابسته آن است را ناثواب و امری بیهوده می انگارند و بر این باورند که: باورهای ما  مقدس و عملکرد ما سرچشمه گرفته از باور هایمان است و اصلاحات در عملکرد برابر با تغییر در باورهای مقدس ما است. که نا گفته پیداست که این طرز تلقی اشتباه است . زیرا اگر روزی به این نتیجه برسیم که زمینه اصلاحات وجود ندارد باید قبول کنیم که دیگر نظام جنبه و ظرفیت تغییر به معنای پویایی و حرکت به جلو را ندارد. که این نتیجه در عمل قابل مشاهده نیست .


وبالاخره تلقی سوم ؛ اصلاح طلبی و در پی اصلاح بودن امری فراتر از آن است که در یک فرد ، گروه و حزب خلاصه شود. طی مسیر اصلاحات امری ضروری است که هر نظام سیاسی برای رسیدن به ثبات و رفاه باید این مسیر را صی بنماید .

 

3 خرداد 91

محسن جعفری

آخ که چقدر سوختم !!!

سلام

نمی دونم چرا این تیتر رو انتخاب کردم. اما اینو میدونم این تیتر مطلب آینده من خواهذ بود !!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام دوباره

قرار بود من با تیتر بالا که گفته بودم یه مطلب آپ کنم اما به دلایلی من این مطلب رو ننوشتم . اما بدلیل این که از این تیتر خوشم اومده نگهش میدارم تا شاید یه زمانی بنویسم . کی میدونه شاید همین فردا ...

آقا جان پس کی میایی ...؟!!

آقا جان پس کی میایی ...؟!!

عزیز زهرا چرا نمی آیی ...

آقا جان شرمنده ایم شرمنده از این که منتظر واقعی نیستیم !

هنوز نمی دانم من برای ظهور تو بیشتر دعا کرده ام یا شما برای بخشایش گناهان من . هنوز نمی دانم شما برای ظهور بیشتر دعا میکنید یا من . آقای خوبی ها پس کی میایی دلمان گرفت در این دنیای دورنگی و ریا. مولایم دنیا در انتظار عدالت و عدالت در انتظار توست بیا تا آرام بگیریم در کنارت .

آقا ما شرمنده ایم بعد از 12 قرن هنوز 313 نفر فقط 313 نفر برای شما سرباز پیدا نشده است . آقاجان دعای فرج میخوانیم گاهی سر پا ؛ وقتی اسمتان می آید به احترام شما بلند میشویم اما وقت عمل که می آید هنوز سر دو راهی مصلحت و انجام وظیفه سرگردانیم . آقای ما شرمنده ایم که هنوز نه تنها جامعه را بلکه خود را آماده ظهور شما نکرده ایم .

آقا شرمنده ایم که در جامعه ای زندگی میکنیم که برای بعضی ها داشتن چادر خجالت است .آقا شرمنده ایم که بعضی از جوانان ما برای زیبایی خود زیر ابرو بر میدارند . شرمنده ایم که این کارها در زمان زندگی منفعلانه ما رخ داده است . شرمنده ایم که نمی توانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم .شرمنده ایم که باز بر سر دو راهی مصلحت و انجام وظیفه سرگردانیم .

ببخش مارا که این قدر ایمانمان قوی نیست که حداقل به خواهر و مادرمان یگوییم چرا چادر نه به برادرمان بگوییم زیبایی به سیرت است نه به صورت و ابروی برداشته ! آقا ببخش که این همه بد هستیم و باز میگوییم " اللهم عجل لولیک الفرج " آقا ببخش که این همه را میدانیم و منتظر ندای " الله اکبر " شما از کنار کعبه هستیم .

مولایم وقتی این آیه را به یاد می آورم " الّذین ضلّ سعیهم فی الحیوة الدّنیا و هم یحسبون أنّهم یحسنون صنعا "به فکر کارهایی می افتم که فکر میکنم برای ظهور تو انجام داده ام اما ترس این دارم که نه تنها باعث نزدیک شدن ظهور شما نشده باشد چه بسا ظلمی در حق شما باشد .

آقا من هنوز نمی دانم جزء کدام دسته از مردمان هستم . نمی دانم من با آنان که امام زمان خود را در صحرای کربلا تنها گذاشتند فرقی دارم ، نمیدانم .

آقا تصور میکنم شما را اگر ببینم آیا خجالت نمی کشم با چشمانی که به نامحرم نگاه کرده با زبانی که دروغ گفته به شما نگاه کنم و شعار یا لثارات الحسین را سر دهم .آیا خجالت نمیکشم با دستانی که آغشته به گناه است شما را در جنگ با کفار همراهی کنم آیا خجالت نمی کشم با این دستان بیایم تا انتقام مادرتان زهرا (س) را بگیرم .

اما آقا جان با همه شرمندگی هایم با امید قبولی توبه هایم باز میگوییم :

اللهم عجل لولیک الفرج

وقتی فقر از دری وارد میشود ایمان از دری دیگر خارج میشود

با سلام

وقتی فقر از دری وارد میشود

ایمان از دری دیگر خارج میشود

بهبود وضع معیشت عمومی مردم باید یکی از الویت های هر دولت و هر کشور با هر نظام اقتصادی ( سوسیالیستی ، لیبرالی و ... ) باشد . این امری بسیار مهم در جهت هرچه بیشتر محکم ساختن پایه های نظام میباشد درست است که به قول امام خمینی (ره ) " انقلاب ما انقلاب فرهنگی بود و نه اقتصادی " اما کافی است ارتباط این دو مقوله فرهنگی و اقتصادی بیشتر آشکار شود و چه گواهی بهتر از کلام مولا که می فرماید " وقتی فقر از دری وارد میشود ایمان از دری دیگر خارج میشود" حرف انقلاب ما این ایست که دین اسلام سرمنشاء فرهنگ ملت ما است. اگر ما می خواهیم نظام قوی و کارآمد داشته باشیم درست است که همه گزینه های پیش روی ما نباید مؤلفه های اقتصادی باشد اما نباید از یاد ببریم که وضع معیشتی مردم یکی از معقوله های مهمی است که باید مسئولین به آن دقت داشته باشند . در این سالهای اخیر می توانیم توجه عاقلانه و مدبرانه رهبر عزیزمان را به این معقوله رویت کنیم . ایشان در این دو سال  اخیر با نام گذاری سال 90 به نام " جهاد اقتصادی " و سال 91 به نام " تولید ملی ، کار و سرمایه ایرانی " نشان دادند که جای کار در این زمینه بسیار است که انجام نگرفته است و لازم است با برنامه ریزی مسئولین خلاء های موجود پر شود .

محرومیت در جنوب کرمان

زمانی ولایت جامعه در صحرای کربلا ندای " هل من ناصرا ینصرنی " برای پاسداری و نگه داشتن اسلام سر داد و اکنون صاحب منصب ولایت فقیه جامعه که به گفته امام(ره): "ولايت‎فقيه همان ولايت رسول‎الله است ندای"  جهاد اقتصادی و توجه به تولید ملی " برای سامان بخشیدن به وضع اقتصادی مردم کشور سر داده اند . پس بر هر مسلمان ایرانی ( اعم از مسئولین در دولت و یا صاحبان بنگاه های اقتصادی خصوصی )  لازم است که ندای رهبری را لبیک گفته و در جایگاه خود به وظیفه ملی و صد البته دینی خود عمل کنند .

برای نشان دادن کم کاری مسئولین در زمینه اقتصاد برهان و دلیلی بیش از همین که نشانه های خود را در روال عادی مردم گذارده نمی توان بیان کرد . ولی متاسفانه نه دولت و نه مجلس گویی از وضع توده مردم خبری ندارند وقتی در سال جهاد اقتصادی که انتظار میرفت خبرهای خوشی از بهبود اوضاع به گوش برسد آن خبر معروف اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی ، خاطر مردمان کشورمان را بسیار مکدر کرد تا آمدیم این خبر را هضم کنیم اوضاع نا بسامان ارز و سکه پیش آمد که تاثیرات گسترده خود را در اقتصاد کشور گذاشت و کام مردم را تلخ کرد و در روز های واپسین سال 90 این گرانی ها مردم را به تنگ آورد که موجبات نارضایتی مردم شد . زمانی که وزیر محترم اقتصاد برای بیان توضیحات به مجلس آمده بود خرم و خندان و با واسطه گری رئیس مجلس که به طرفداری از ایشان سخن گفتند که گویا وکیل الدوله هستند تا وکیل ملت استیضاح ایشان رای نیاورد و از مجلس خارج شدند و ما ماندیم و آقای کشتی گیر که شاید این تورم بازار را ضربه فنی کند که نتوانست و مردم زیر این گرانی های آخر سال کمر خم کردند .

بله ! سال جهاد اقتصادی تمام شد با تمام نا رضایتی ها از مسئولین و ما مریدان ماندیم و آن پیر مراد با همهن اوضاع نابسامان . کسانی که در صحبت با آنان میتوانید حالت ذوب بودنشان در ولایت را مشاهده کنید ، زمانی که کار از صحبت فراتر میرود و زمان عمل میرسد گفته هایشان با عملشان یکسان نیست و خود را در قید وبند هیچ کسی و یا هیچ سخنی نمی بینند از ولایت فقیه فقط شعار " جانم فدای رهبر " را یاد گرفته اند بی هیچ علمی و عملی فقط و فقط شعار .

برای من همیشه سوال بوده است که آیا  اصلاحات خوب است یا بد ؟ آیا با تجدید نظر در برخی مسائل ( نه در اصول و اساس نظام ) خوب است یا بد ؟

من هنوز به جواب سوالم نرسیده ام اما این را میدانم هرگونه تغییر(البته در چارچوب) به نفع مردم، حق مردم کشور ماست .

از نوبل شیرین عبادی تا اسکار اصغر فرهادی

از نوبل شیرین عبادی تا اسکار اصغر فرهادی

جایزه بهترین فیلم خارجی گلدون گلوب نصیب اصغر فرهادی برای فیلم جدایی نادر از سیمین شد که در آستانه مراسم اسکار احتمال این که فرهادی اسکار را کسب کند بسیار افزایش داد . اما فیلم جدایی نادر از سیمین با دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی گلدون گلوب در داخل کشور با جبهه گیری های گوناگونی روبه رو شد. گروهی در تمجید از فیلم چنان مستانه در مجلات و نشریات دست به قلم شدند که هرگونه نگاهی جز در جهت تمجید از فیلم را قبول نداشته و آن را محکوم کرده و در ثنای فیلم سخن ها گفتند ، اما در مقابل آن گروهی دیگر اهدای اینگونه جوایز را با توجه به مضمون و محتوای فیلم و نشان دادن چهره چرک آلود از جامعه  آن را تنها جایزه ای با اهداف سیاسی دانسته و اظهار داشتند که این جایزه ارزشی هنری ندارد . اما آیا فیلم جدایی نادر از سیمین که بنا به گفته کارشناسان که فیلمی از جهت ساخت و کارگردانی در سطح قابل قبولی است (البته نه الزاماً با مضمون و محتوای درست) میتواند تعمداً و با آگاهی قبلی با نگاه اپوزیسیونی ساخته شده باشد ؟ آیا فرهادی با ساخت فیلم نوعی اعتراض به حکومت کرده است ؟ واما سوال مهمتر آیا غرب با اهمیت دادن به این فیلم می خواهد فرهادی را به مانند شیرین عبادی که با اهدای جایزه صلح نوبل تبدیل به چهره جهانی شد به یک چهره سرشناس اپوزیسیونی تبدیل کند ؟ در جهت یافتن پاسخ به سوالات بالا چند نکته را یاد آور میشوم .

اصغر فرهادی شیرین عبادی

1-در سال 2003 که جایزه صلح نوبل به یک ایرانی رسید تقریباً جریانی ملامتر در داخل کشور از جریان اتفاق افتاده بر  سر مسائل فیلم جدایی نادر از سیمین به وجود آمد . گروهی این جایزه را افتخاری بی بدیل در تاریخ کشور دانسته و گروهی عنوان میکردند اهدای جایزه سیاستی در جهت افکار امپریالیستی غرب است . البته که  موش دوانی های خانم عبادی در عرصه بین الملل در زمان فتنه 88 تمام حرف و حدیث ها را پایان داد و مردم آگاه ایران اهداف پشت پرده جایزه به اصطلاح صلح نوبل را دانستند. البته با توجه به اینکه در سال 2009 این جایزه نصیب باراک اوباما شد در حالی که نیروهای اوباما در افغانستان ، عراق و پاکستان دست به جنایت میزدند هر چه بیشتر مردم ما را آگاه تر به پشت پرده اینگونه جوایز کرد.

2- و اما در سال 2012 با دیگر غرب در صدد یافتن نیرویی دیگر است . بعد از موفقیت فیلم فرهادی در جشنواره فیلم فجر که اولین موفقیت این فیلم به همراه کارگردانش بود با حضور در عرصه جشنواره های بین الملل توانست جوایز بسیاری را کسب کند اما اخیراً با کسب عنوان بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب که پس از اسکار معتبر ترین جایزه سینمایی است  به اسکار نزدیک تر شد . اکنون فیلم و کارگردانش در جهان معروف و سرشناس هستند و زمینه استفاده ابزاری از فیلم و کارگردانش مهیا شده است اما آیا فرهادی ، عبادی دیگر است ؟

3- شیرین عبادی پس از کسب جایزه صلح نوبل به یک چهره سرشناس جهانی تبدیل شد ، چهره ای که قبل از کسب جایزه فعالیت هایی در جهت اهداف غرب داشت اما با گرفته نوبل مشروعیت جهانی به عنوان داعیه دار صلح در سطح بین الملل شد و توانست دامنه فعالیت های خود را گسترش داده و غرب را برای رسیدن به اهداف خود هرچه بیشتر همراهی کند . اما اصغر فرهادی اصولاً  با تمام سیاه نمایی ها و نشان دادن یک چهره دروغ گو از مردمش در فیلم اش رنگ و بوی اپوزیسیونی ندارد و میتوان گفت نشانه روی اینبارشان با تمام هزینه هایش بیهوده بوده است و استفاده زیادی نمیتواند از این فیلم بکند . میتوان گفت شاید به دلیل نبود جریانی نیرومند و با یک ایدئولوژی قوی برای ضربه زدن به نظام یا بهتر بگویم به دلیل خالی بودن دستشان برای حمایت از گروه های اپوزیسیون دست به حمایت از جریان دست چندمی زده اند که شاید خودشان هم بدانند که کار چندان موثری نیست اما راه دیگری برای احیایی فتنه سبز خود ندارند.

4- ما نباید با اینگونه جوایز حتی از نوع نوبل تا اسکار که ارمغان زور گویان و فرصت طلبان و در کمین نشسته گان برای ضربه زدن به نظام که حتی شده از بین مردم کشور خودمان استفاده ابزاری میکنند چنان کله پا شویم که بعد از اتفاق تازه متوجه شویم از کجا خورده ایم به گفته رهبری عزیز بصیرت اصلی ترین نیاز امروز جامعه ماست .

محسن جعفری