تکنوکراتی با چاشنی فرهنگ لیبرالیسم
تکنوکراتی با چاشنی فرهنگ لیبرالیسم
فن سالاران ( تکنوکرات ها) کسانی هستند فن و تخصص را برتر از هر چیزی میدانند حتی از مذهب . تکنوکرات ها به این عقیده هستند که تخصص برتر از هر اصولی است و باید فن سالاران حکومت را در دست گیرند تا جامعه با تخصص و دانش آنان به رشد و پییشرفت برسد . اما با توجه به آنکه در کشور ما اساس هر چیز از سیاست و اقتصاد و حقوق گرفته تا همه قوانین نشأت گرفته از اسلام است و حرف اول و آخر را دین میزند تکنوکراتی معنایی ندارد ، اما حکومت اسلامی پیشرفت صنعتی ضمن پیشرفت معنوی را قبول و ضروری می داند .
1-امروز ما با سه جریان فتنه گران ، جریان انحرافی و تکنوکرات ها مواجه هستیم که هر کدام به مصابح یک گردنه برای عبور مردم انقلابی ما هستند که ما با دو گروه اول آشنایی نسبتاً بیشتری با تکنوکرات ها داریم که این عدم آگاهی با گروه سوم بدلیل پرداخت کم یا بهتر بگوییم که اصلاً توجهی به آن گروه نشده است توانسته اند با استفاده از این عدم آگاهی اهداف خود را به پیش ببرند .
اما این جریان چگونه و از کجا شروع شده و سر انجام و هدف آنها چیست ؟
2- حال لازم است از خود بپرسیم آیا ممکن است تکنوکرات ها در حکومت اسلامی نفوذ کرده و بجای اصل شمردن منویات اسلامی سعی در جهت پیشبرد اهداف خود باشند ؟ با مرور تاریخ بعد از انقلاب اسلامی با مواردی روبرو شدیم که بر این نکته صحه میگذارد. با روی کار آمدن حکومت اسلامی همواره دغدغه تجمیع دو اصل تخصص و تعهد درصاحبان مناسب مهم مورد توجه بوده است که جمع شدن این دو اصل مشکل همواره اساسی برای انتخاب مسئولین در مناسب مهم بوده است .
3- اولین تکنوکرات هایی که وارد عرصه بعد از انقلاب شدند را میتوانیم بازرگان و بنی صدر بخوانیم که با توجه به عملکرد ایشان در رأس قدرت تأییدی بر این موضوع میباشد . اما آیا بعد از قبول استعفای بازرگان و برکناری بنی صدر دیگر کسانی دیگر از تکنوکرات ها سعی در سکولار کردن جامعه نداشتند ؟
بد نیست به سخنان امام خمینی در مورد این دو نفر توجه کنیم .
" وا... قسم ، من با نخست وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي دانستم . وا... قسم ، من راي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم. "
4- با روی کار آمدن دولت آقای هاشمی از سال 1368 که به دولت سازندگی معروف است سعی در جبران عقب افتادگی ها و بازسازی کشور بعد از جنگ تحمیلی را داشت که متأسفانه سیاست های جدید دولت موسوم به سازندگی مطابق با سیاست های اقتصادی غرب بود که راه را برای ورود تکنوکرات ها باز کرد و یا بهتر بگوییم تکنوکرات ها زمام سیاست های جدید را بدست گرفته و به سوی اصالت تخصص و پیشرفت صرف مادی بروند غافل از این که یکی از نتایج حرکت این غافله رسیدن به مرحله لیبرالیسم فرهنگی کشور بود . سیاست های جدید طبقه ای جدید سرمایه داری را ایجاد روحیه سودجویی را افزایش داد و تلاش برای تغییر ذائقه مردم به سمت مصرف بیشتر شد.
5- ولی اکنون با پایان یافتن دولت تکنوکرات آقای هاشمی که پس ماند آن حزب کارگزاران سازندگی است . هنوز هم حتی در دولت هایی ولایی میتوان نشانه های لیبرالی را در بخش هایی از فعالیت های بعضی از آقایان مشاهده کرد . باید این را قبول کرد که برگشت به حکومت سکولار مانند قبل از انقلاب آرزویی دست نیافتنی است اما فرم لیبرالی که برخاسته از تفکر سکولاریسم است در بخش هایی از دولت مانند خاری است که چشم هر دلسوز نظام را به درد میآورد .اگر اکنون بعد از صد سال کار علمی به جامعه آمریکا که سردمدار تفکر تکنوکراسی است نگاهی بیافکنیم چیزی جز از دست دادن اعتقادات و عقیده ی مردمان خود نمی بینیم و آنچه بر روی تل ویران شده جامعه خود آمریکا را می نمایاند " تکنولوژی " است . ما نیز باید مراقب این نهال انقلاب باشیم که به پای این سرو خرامان خون ها ریخته است .